على محمدى خراسانى
64
شرح مكاسب (فارسى)
آيا بر شما واجب است كه برويد و از ناحيهء بكر متحمل ضرر شويد و از او دفع ضرر بكنيد ؟ خير احدى از فقهاء اين را نفرمودهاند فهكذا در ما نحن فيه . قول : مع انّ : علاوه بر اينكه ميان دو صورت فرق بود كه گفتيم ، در اينجا اضافه مىكنيم اين را كه عمومات نفى حرج در فرقگذارى ميان دو صورت ما را بس است . بيان ذلك : در صورت اوّل كه ضرر متوجّه خود مكره است . اگر شارع مقدس بفرمايد : تو حق ندارى آن را به ديگرى وارد كنى و ملزم هستى كه خودت آن را متحمّل شوى ، آيا چنين دستورى حرجى است ؟ خير عرفا بر چنين آدمى حرجى نيست تا حق انتقال به غير داشته باشد . امّا در صورت دوّم كه ضرر از ابتدا به ديگرى متوجه است اگر شارع بفرمايد : تو حق ندارى اين ضرر را به غير وارد كنى و خود ملزمى به تحمّل ضرر چنين الزامى در حقّ مكره عسر و حرج و مضيقه است و عمومات نفى حرج آن را برمىدارد و در نتيجه مكره مجاز است كه ضرر به غير برساند . پس بالاكراه يباح الاضرار بالغير . تنبيه دوّم قوله : الثانى : در تنبيه اوّل معلوم گشت كه اكراه مجوّز هرنوع حرامى حتى اضرار به غير است و اينك در تنبيه دوّم سئوال اينست كه : الاكراه بماذا يتحقق ؟ كجاها عرفا اكراه صدق مىكند و مصداق پيدا مىكند تا مشمول عموم رفع ما اكرهوا عليه شود ؟ و كجاها اكراه متحقّق نمىشود و صغراى آن كبراى كلى نيست ؟ در مسئله سه صورت متصور است : 1 - ظالمى انسان را به يك ضرر مالى يا آبروئى يا جانى نسبت به خودش تهديد